كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
89
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
اسباب نازخاتونى فرمود و شرح آن چنان است كه در آخر دولت الجايتو سلطان ، در ولايت همدان خطيبى بود قاضى محمد نام . او را با جمعى نزاع شد خواست كه از ايشان انتقامى كشد . كهنه قبالهاى پيدا كرد يا ساخت - و اللّه اعلم - به نام نازخاتون كه زنى بوده است دختر امير كردستان و به خدمت امير چوپان برد كه پدر تو ملك پسر تودان بهادر ، در زمانى كه هلاكو خان به بغداد مىرفت ، ولايت كردستان گرفت و پدرت اين نازخاتون را به غارت برد و به حكم يرليغ املاك و اسباب او از تو و پدر تست و در ولايات بسيار است و به ميراث به شما مىرسد و يك دو كس با خود متفق ساخته چند حجت كهنهء مجهول عرض كردند و اين سخن چنان در خاطر امير چوپان نشست كه قابل تغير نبود . امير چوپان حكم يرليغ گرفته نوكران به ولايات جهت استخلاص اسباب نازخاتونى فرستاد و آن ملاعين پيش ايستاده اسباب مسلمانان را در آن بلاد مطعون كردند و چند موضع در قزوين و خرقان همدان تصرف نمودند و بسيارى بازفروختند و چون رعايا بر اين خرخشه واقف شدند هركس را از مالك نفرتى بود مىگفت اين ده من نازخاتونى است . تا فرياد از خلق برآمد و به سعى امير ايسن قتلغ و خواجه رشيد ، امير چوپان طوعا او كرها به چند موضع كه گرفته بود قناعت كرد و چون سلطان الجايتو نماند و سلطنت به سلطان ابو سعيد رسيد ، همان دو شخص كه با قاضى محمد خطيب آمده بودند پيش نايب امير چوپان رفتند تا اين سخن با ياد امير داد و قريب دويست قباله ، كه اكثر اسباب آن دو سه ولايت در آن قبالات بود ، در خربطههاى كهنه « 1 » آوردند كه موضعى عمارت مىكرديم اينها را يافتيم و چنان تقرير كردند كه امير چوپان را مقرر شد كه املاك نازخاتونى او را از شير مادر حلالتر است و هركس گرفته غصب كرده و قضيه به جائى رسيد كه ملاك به املاك خود كه از پنج شش پشت بديشان رسيده بود نمىتوانستند نگريست و بعضى را نيز كه تصرف نكرده
--> ( 1 ) . س : كهن